خاکستر ِ آب بر آب های خاکستری...

گریان ، من بودم
در میانه ی دشتی که در محاصره ی ابرهایی بود،
آبستن کوره های آدم سوزی

گریان، تو بودی
نشسته کنار اجاقی یائسه
به کلبه ای ویران در انتهای جهان.

گریان، خدایانی بودند
نشسته به سوگ فرزندانی
که خود سر بریده بودند.

خندان،نوزادی بود که تو سرپیچان از فرمان خدایان،
بر زورقی نهاده بودی
-   روان به سمت کوره های آدم سوزی –

/ 2 نظر / 44 بازدید
reza

به جناب وبلاگ نويس زنجيره ‌اي از جنس دوم در جهان سوم چه خبر؟

آیلین

زار و زار گریه میکردن پریا ... مث ابرای باهار گریه میکردن پریا ................