به سنجاقک هایی که بال های کوچک شان توفان آفرید

پدران مان روزی مفتخر بودند که هر یک آجر دیگری بر دیوارند.اما ما روزی معمار ویرانی شان خواهیم شد.باشد که باشند وببینند که ما پشیمانی شان را سرزنش نخواهیم کرد.

/ 10 نظر / 6 بازدید
سیما بازیار

یاری اندر کس نمی بینم...[چشمک]

نازبوی

حسین بابا من که فیلتر شکن ندارم ماهواره هم که به خاطر پارازیتا قطع شده دلم از بی خبری پوسید بابا بگو تهران چه خبر بود کاش حرفت نشده بودم و اومده بودم راستی مهمان داری ؟!!!

نازبوی

حسین همچی بی خبرم گذاشتی که دست به دامان دوستان تهرونیم شدم ببین واسم چه فرستاده راستی خوش خبر باشی چند تا بودن ؟می دونم شما نرفته بودی !!ولی تهرونی ها نمیگن در عروسی چند تا بودن ؟اینم یه کامنت از بچه های گل تهرونی اااااا جاتون خالی از آزادی تا میدون توحید. فحش و شعار و اعتراض و آتش زدن سطل آشغالا و کتک و گاز اشک آور و درگیری با برادران ضد شورش. کاش بودی عزیزم تا بعدها با افتخار برای بجه هات تعریف کنی که ما هشیار بودیم...

نازبوی

حسین سلام نمی دونم کجایی و چرا خونه نیستی ولی اینو بدون هر چقدر منو تحقیر کنی و از سگ کمتر بداری و زجر بدی روزگار بی نصیبت نمیذاره خودتو بذار جای من به نظرت من باید روی تو چه فکری بکنم یادت باشه تو حتی اگه فوق دکترات هم بگیری واسه من همون حسینی که عاشقش شدم کاری به مدرکت ندارم راستی مگه تو در اسفند ماه نمیخوای بری مصاحبه بدی فکر می کنی با این زجر هایی که به یک زن شکست خورده که همه چیز به پات ریخته میدی میدی روزگار کمکت می کنه ؟ آره حسین ؟ میدونی این روزا من چقدر تنهام می دونی هم از لحاظ جنسی و روحی و عاطفی در عذابم ؟ می دونی چقدر دلم صدای یک مرد آشنا می خواد که ازم دلجویی کنه می دورنی به مرگ امید و خودت بارها زده سرم خودم راحت کنم دیگه مشکلی ندارم امید رو کردم وکیلم تا کارام بکنه من خستم حسین خیلی خسته

نازبوی

مردی بهم زنگ می زنه مشتی بد و بیراه بهم میگه که بیخود واسه ما چس و فیس نیا مای احمق بگو که که فکر می کردیم عاشق مریم مقدس شدیم !امروز یکی گفت کی میگه خانم محبی با هیچ که نبوده بیخود روش شرط نبندین پسر عمش کلکش کند و در رفت !! بدبخت برو با همونا که حال میکنن و یقرون هم بهت نمیدن !!(( این مرد کثافت زن باز قبلا چند بار خواسته بود حتی برای 3 روز صیغش بشم تا 3دونگ خونه اش به نامم بکنه و تا یک سال ماهی 400 تومان بهم بده ماشینم ازم بگیره و یه 405 بهم بده )!!) ولی امروز دادش بالا بود و بد و بیراه می گفت !!

نازبوی

حسین من دیگه حتی حوصله ندارم بیام توی وب لاگم چیزی بنویسم یا پاسخ کامنتا رو بدم خسته هستم حسین خیلی خسته آخه زدی توی ذوقم چند روز دنبال فیس بوک بودم چقدر بهت مسیج دادم خواهش کردم کمکم کنی تا راه بیفتم ازت خبری نشد کاش می مردم حسین کاش کی باور می کنه این نازی همونه که مثل یک کوه پر غرور ایستاده بود و راه خودش می رفت و کاری به احد الناسی نداشت و بعد هم که از هند برگشت اومده بود خبر مرگش ازدواج کنه و یه زندگی جدید راه بندازه !

a

سلام . خوبي ؟ اومدم وبلاگتون رو ديدم ... دوست دارم شما هم از وبلاگم بازديد کني ... سعي مي کنم مطالبم رو هر روز آپديت کنم ... ببين حتماً بياي ... منتظرم ... راستي نظر يادت نره ... موفق باشي.amir35.blogfa.com

دوست

شفتلهوس جان اگر دعوتنامه بالاترین خواستی بگو در خدمتم عزیز جون برگرد بهت نیاز داریم

پدرام مجیدی

سلام جناب ستوده عزیز لذت بردم شدیدا مشتاق دیدارم ایام به کام

غزال نفس بریده

تقدیم به آن ها که توفان آفریدند we all have to lose sometimes before we can win we have to cry sometimes before we can smile we have to hurt before we can be strong but if we keep on working and believing well have victory in the end