بغل است این بغل است؛ مژه مصنوعی فروشی بالاتره!

 

  وعضم که خوب شد، توی انقلاب درست وسط کتاب فروشیا، یه مغازه می زنم اسمش:  بغل فروشی تنگ
اوّلش البته میرم یه تور ویران گردی می زارم هر چی آدم داغونه، از زن هفت ساله و  خیانت دیده وکراک ترک کرده و بچه خودکشی کرده وکارتون خواب رو از کّل ایران جمع می کنم واسه شون  یه آزمون می زارم هرکی هر چی داغون تر باشه امکان موفقیتش بیش تر باشه.بعدش مراسم ویرون های شایسته ی سال رو برگزار می کنم.بیست نفر اول رو استخدام می کنم واسه کار تو این مغازه.
...
...
....
حالا هر کی هرچی گریه داره می تونه باخودش بیاره تو این مغازه..این کارمندای  من کارشون اینه که بغل شون رو وا کنن تا مردم سرشون رو بزارن روی شونه هاشون و زار وزار عین ابرای بهار گریه کنن .بعد که خوب یه چشم سیر اشکاشونو ریختن برن سر صندوق ،بگن حساب ما چند شد؟ صندوقداره که خودم باشم یه لبخند بهشون بزنه.بگه:
لطفا حساب تون رو برین توی روستاهای دورافتاده ،توی کوچه های پایین شهر، زیر پل های عابر پیاده یا روی نیمکت های پارک ها پرداخت کنین

.اگه هم پول نداشتین،بعدن که وعضتون خوب شد یه مغازه بزنین ،توی خاک سفید .اسمشو بزارین:بغل فروشی تنگ شعبه ی بغض شکن

بعدالتحریر: به گودریای سابق، توی روزای بارونی تخفیف میدم اونا می تونن بیان سرکارمندامو بزارن روی شونه هاشون.

/ 12 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من دوست نازی هستم

با سلام و احترام حضور جناب آقای ستوده کارم درست است یا نه جدانمی دانم نازی در شرایط بسیار بد روحی قرار دارد . شایعات زیادی در شهر از طرف خانواده یا دوستانتان پر شده که این مرد ( منظور شما ) چند سال با این زن ( نازی ) عشق و حال کرده اید و حالا او را رها کرده و دنبال کارتان رفته اید . درس نمی خواند و گریه می کند و آرزوی مرگش را دارد . نمی دانم در جریان قرار دارید یا نه ؟ این حال و اوضاع اصلا برایش خوب نیست و مدام به سر و روی و شکمش می زند . آقای ستوده در برابر این زن مسئولید او سه بار به تهران آمده شما از وقتی ازدواج کرده اید دو سه بار به فسا آمده اید ولی هیچ کس شما را با هم ندیده به گوش خانواده ی شوهر اولش رسیده که پسر عمه اش سالها با او بوده و بعد که سیر شده نازی مجبورش کرده عقدش کنه و او به امان خدا رهایش کرده و رفته است من یک بار در سال هشتاد در جلسه ی درستان حضور داشته ام و می دانم مردی نیستید که این قدر حاضر به اذیت و ازار انسانی شوید به ویزه این زن که من سالیان سال می شناسمش و بسیار قلب پاکی دارد و بی آلایش است و به اندازه ی روزهای عمرش بلا کشیده حق این زن نیست

من دوست نازی هستم fhc il uvq hnf nhvl .

باز هم عرض ادب دارم . به خدا صواب دارد جای دوری نمی رود و نشان از انسانیت و جوانمردی شماست بهش زنگ بزنید و مثل همیشه همدمش باشید به مرگ عزیزترین شخص زندگیم که پدر و شوهر م هستند او نمی داتند من به شما پیام دادم شما هم به رویش نیاورید بگذارید خیال کند دلتان برایش تنگ است بگذارید خیال کند وجدانتون صداتون کرده چرا دارید این زن را زجر می دهید . او دراد خوار می شود ولی شکایت شما نمی کند هر کس که از جریان شما باخبر است می داند و می گوید که چون نازی عاشق ستوده است دلش نمی اید از او شکایت کند به نظر من با توجه به چنین گذشتی که او می کند و از طرف همه سرزنش می شود شما هم باید کنار و پشتیوانش باشید و رهایش نکنید او تنهاست جناب آقای ستوده خیلی تنها شده

منم دوست نازی

متصدع اوقاتتون شدم مرا عفو کنید . الان نازی زنی است که از هر طرف به او فشار است . فشار جسمی است فشار روحی و آبرویی هم است غرور و آبرویش لکه دار شده الان او عشقش از دستش بیرون رفته ابرویش هم رفته مرتب از طرف همه سرزنش و مورد تهاجم و دعوا قرار می گیرد از کارهای گذشته اش پشیمان است و مرتب می گوید نکند که من مقصر بودم نکند حسین اگر سراغ اعتیاد رفته من باعث اعتیادش بودم چرا من ابرویش بردم چرا احمق شدم و به دوستانمان گفتم ماجرا چه بوده من برای این که بیشتر خودش را عذاب ندهد آرامش کردم و گفتم فقط تو مقصر نیستی ستوده هم به دوستانش گفته ستوده هم زیر حرفاش زده ستوده قبل از این که با تو باشه اعتیاد داشته ( شوهرم شما را کامل می شناسد .) اما می توانم به جان عشق زندگیم شوهرم قسم بخورم که نازی در تلاطم و عذاب است نازی داغون شده اقای ستوده آیا شما انسانی بودید که این همه یک خانم آبرومند و محترم را عذاب و شکنجه دهید ؟و باعث آوارگیش شوید و اشکش را سرازیر کنید آن آقای ستوده ای که من می شناختم این طور نبود مگر این که تغییر کرده باشد

باز هم منم دوست نازی

آقای ستوده ای کاش کمیبیشتر با مردان متاهل در ارتباط بودید . شنیده ام که مادرتان را خیلی دوست دارید شما را به جانش قسم نازی را با خانواده تان درگیر نکنید . با خانواده تان به خصوص زن های برادرتان حرف بزنید و تهدیدشان کنید که اگر پشت سر شما یا نازی حرف بزنند زندگیشان را نابود می کنید . به آن ها چه ربطی دارد که یکی از آن ها به یک همکار ما از طرف مادرتان نقل قول کرده و اشاره نموده که این زن و شوهر همدیگه رو دوست درند ولی عمه هه داره کارشکنی می کنه و فحش میده و می خواد بره در اداره آموزش و پرورش و سر و صدا و جنجال به پا کند او پشت سر نازی دروغ گفته که خانم محبی مرتب به برادر شوهرم زنگ می زند و لیست چیزهایی که می خواهد می دهد و او برایش می خرد و می فرستد و حسابی از او می چاپد

[وحشتناک][عجله][عجله][عجله][عجله][اوه][اوه][اوه]

shabnam

neverland...

..............

حسین این چرت و پرتا چیه این جا گذاشتی ؟؟ !! خانم محبی کیه ؟! دوست نازی چیه ؟! عقده ی جلب توجه داری ؟!! این دوست من نیست من دیگر هیچ سر و کاری با شما ندارم و برایم مرده اید ؟ نکند این پیامها ز طرف خودت یا آن زن همدمت باشد ؟ والله از آدم دو پا هر کاری بر میاد !! اینم شما که همه می دانند عجب ادم آب زیر کاهی هستید !!

..............

حسین این چرت و پرتا چیه این جا گذاشتی ؟؟ !! خانم محبی کیه ؟! دوست نازی چیه ؟! عقده ی جلب توجه داری ؟!! این دوست من نیست من دیگر هیچ سر و کاری با شما ندارم و برایم مرده اید ؟ نکند این پیامها ز طرف خودت یا آن زن همدمت باشد ؟ والله از آدم دو پا هر کاری بر میاد !! اینم شما که همه می دانند عجب ادم آب زیر کاهی هستید !!

..............

اقای محترم از خودتان به اسم دیگران کامنت نگذارید ! شما دیگر آبرویی برای خود نذاشته اید !! به اسم دوست دختر داییتون برای خودتون کامنت می گذارید و در صدد اعاده ی حیثیت از دست رفته تان هستید ! هیچ کدام از این خزئولاتی که به اسم دوست نازی در این جا آورده اید صحت ندارد بنده اصلا بیقرار نیستیم و به مرده ای به نام حسین فکر نمی کنم ....و اصلا هم پریشان نیستم که چون شما مدام بر سر و روی خودم بزنم ! این دیوانه بازی ها مال کسانی است که هر جا به دنبال کار می دوند به خاطر فساد اخلاقیشون بورسیه و تایید نمی شوند و عقده ای و عصبی می شوند نه بنده !! که الحمدالله یک کار آبرومند فرهنگی و رسمی دارم !! کتک زدن خود و شکستن ظرف و ظروف و سر به دیوار کوبیدن و در شکم زدن مال کسانی است که عذاب وجدان دارند !!

انتشارات حدیث قلم

اتفاقی فرخنده در عرصه ادبیات داستانی مجموعه ده جلدی داستان نویسی پیشرفته به قلم ابوالفضل درخشنده. تاکنون سه جلد از این کتاب منحصر به فرد منتشر شده است. نمایندگی انحصاری پخش در ایران انتشارات حدیث قلم. جهت سفارش و خرید کتاب و اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 88214163-021 یا ایمیل آدرس Hadiseghalam@Gmail.com تماس حاصل فرمائید. درجلد اول کتاب آموزش داستان نویسی پیشرفته با تفاوت داستان با سایر قالب های نگارشی، روشهای یافتن فکر اولیه برای نگارش داستان، و سیزده زاویه دید (زبان روایت داستان) آشنا می شویم در این کتاب برای اولین بار در دنیا طرح درس زاویه دید دانای کل قائم به شخص به ساده ترین روش بیان گردیده است. درجلد دوم آموزش داستان نویسی پیشرفته برای اولین بار در دنیای ادبیات داستانی با نقش روانشناسی رفتاری در خلق شخصیت باورپذیر داستانی آشنا می شویم. در جلد سوم کتاب آموزش داستان نویسی پیشرفته ابزارهای پرداخت داستان و ویژ گی های ارکان داستان مورد توجه قرار گرفته است دراین کتاب برای اولین بار تعریف جدیدی از ابزارهای پرداخت ارائه شده است که می تواند در ریتم داستانی تاثیر شگرفی ایجاد کند.