از بوی کلاغ پر شده روح چنارهای سوخته در پاییز...

آزادی را بسی بیش تر از عشق پاس می دارم.هر چند عشق ، خود یعنی آزادی انتخاب.

*

من یه آدم برفی ام که سرمای بیرون رو ترجیح میده تا این که توی محفل گرم خونوادگی شما پا بزاره.

*

اگه تو فکر می کنی که من این جوری ام این دلیل نمیشه که من واقعا این جوری ام.

*

اگه یه روزتابستون بامن قرار گذاشتی وخواستی منو از دور بشناسی بدون من همونم که یه لیموی کوچیک توی دستشه.

*

فراسوی یک پیرزن چیست؟ پسرکی نوجوان در آیینه.

*

پس پشت خاطره هامان دشمنی خوف ناک خفته نامش فراموشی ومارا جدالی نابرابراست با خویشتن که بیدارش کنیم تا که چنین خفته نماند یا که هم چنان چونان نفس اژدرها افسرده نگاهش داریم تا که به یغما نبرد چیزی که سهم ماست تنها ازاین جهان بی ترانه، نامش:خاطره

*

درگیر بازی ای شده ای که خود ساخته ای اش ای خالق انسان...

*

از چشمان رنگی اش شناختمش ؛ به پر وپایم شادمانه  که می پیچید؛  یادم آمد سه  ماه پیش روزی ،شوخی کنان  و نوازش کنان کمی گوشت و استخوان داده بودمش.

*

کودک بی همبازی در پارک.چونان من...

*

جهان،متنی بیش نیست.بارها خوانده شده اما هیچ گاه درک ناشده.

*

ترس-هراسی

/ 8 نظر / 11 بازدید
جنگجو

به نظر می یاد زندگی شخصی پیچیده ای داری ...

خودم

سلام جناب ستوده اینقدر صادق هستم که بگم : اصلا نفهمیدم چند بار دیگه هم می خونمش ..شاید یه چیزایی حالیم بشه!! پایدار وبرقرار باشید[گل]

منم عزیزت

سلام عشقم نبینم مثل من داغون و افسرده باشی منم مثل تو تنها مانده ام باز تو اون جا از نگاه شماتت آمیز مردم در امانی این جا منم ویه عالمه حرف و حدیث فضولان ولی باشد مهم نیست مثل تو تنها صدای قارقار کلاغان بر درخت نشسته را می شنوم همین و بس به وبلاگم هم سری بزن

جنگجو

از این به بعد نوشته های شخصیم رو تو این وبلاگ می نویسم ...

جنگجو

از این به بعد نوشته های شخصیم رو تو این وبلاگ می نویسم ...

جنگجو

از این به بعد نوشته های شخصیم رو تو این وبلاگ می نویسم ...

آیلین

میدونی حسین ؟ تو شبیه یه گوش ماهی صدفی خوشرنگ و بزرگی که ادم وسوسه میشه از رو ماسه ها ورش داره و بچسبونه به گوشش . اون وقت چی میشنوه ؟ یه صدای جادویی مرموز و زیبا از هزار توی پیچ در پیچ ناشناخته گوش ماهی ...

منم عزیزت

سلام حسین خسته نباشی عزیز چقدر این سروده به دلم نشست حال کردم درسته که وزن شعر یک کم ‘ کم و زیاد می شد ولی باز جالب بود فقط اگه در این مصرع ب بخشین که دارم بالا می یارم عُ عُ عق از گویش محلی خودمون که به استفراغ حق می گوییم استفاده شده بود فکر کنم بهتر بود که می شد ح ح حق منظر کارای بعدیت می نشینم سالم باشی مواظب خودت هم باش عزیز خوبم