مرگ شاعر در فصل کرگدن ها


شاعر، ندیدنی ست
جهان نمی شناسدش وعشق طلاقش داده است
تیراژ دوستان واژه فروشش
از کتابخانه های نمور بالا می رود

شاعر که می میرد،قبرش شکستنی ست
اما کلماتش در پس کوچه های جنوب شهر،پژوااااک می شوند

شاعر که می میرد،
جهان،پیاده روی خلوت است در باران
باری...
سایه ی برگ های خزانی را
چه کسی؟ چه کسی؟  نقش صفحه ها خواهد کرد؟

/ 2 نظر / 38 بازدید
برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] بر حقیقت تلخ بخندید تا برای خنده مجبور به شنیدن دروغ شیرین نشوید. [گل]

********

مي خواستم بزنم پسنديدم ديدم مراحلش زياده گفتم حضوري اعلام كنم خدمتتون