شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

زندگی خوردن یک دوغه و بعدش ،،، یه عاروق

شب جمعه س تو ماشین داری میری سمت افق

یه سبیل کلفت کنارت با قیافه ی عنق

میری و یه نیم نگاهم به ماها نمی کنی

عاشقای سابقت کوچه رو کرده ان قرق

دوتاسربازمغول توی چشات دعوادارن

با دوتا لات عرق خور که دارن اون جا پاتوق

من بیچاره  دارم یه گوشه بالا میارم

ب بخشین که دارم بالا می یارم عُ عُ عق

ب ب بخشین که تو این دم دمای آخر شب

م م مستم می زنم من توی حرفام تُ تُ پق

پشت هم مردکو بسته ان به لیچار... مثلا...

-باباش از روی قالی نطفه شو جمع کرد با قاشق-

حرف وقافیه از این مسخره تر پیدا  می شه؟

زندگی خوردن یک دوغه وبعدش یه عاروق

سینمایی تر از این صحنه ندیدم به خدا

لحظه ای که  داشتی گم می شدی تو توی افق

این جوری بود که منم رفتم و دل  زدم به آب

آبه از سرم گذشت و خ...خفه...فُ...فُ... لُ...لُق

نویسنده : حسین ستوده : ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم