شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

شرم راویان فتح از قلعه های روسپیان/درستایش نوری زاد

توین بی، بحثی دارد در این باره که تمدن های بزرگ زمانی به ورطه ی سقوط می افتند که در مواجهه با پرسش های نوین همان پاسخ های کهن را نکرارکنند.چیزی که اضافه توان کرد این است که تمدن ها اگر مکانیزم خودانتقادی و خود پرسشی نداشته باشند در مواجهه با جهان بیرون با شتابی شگرف فرو خواهند پاشید.اما رسیدن به فرایند خود پرسشی آن زمان اتفاق می افتد که در آغاز نفس پرسش گری را به رسمیت شناخت و سپس پرسش هایی که از جهان خارج می آیند را به شیوه ای دموکراتیک پاسخ داد.

مذهب به عنوان یکی از فراورده های جهان سنتی از قاعد ه ی کلی این جهان که نفی پرسش گری ست بر کنار نیست.چیزی که آن را به عنوان "امتناع تفکر در فرهنگ دینی" نام برده اند برخاسته از امتناع تفکر در سنت است که یکی از نتایج این اندیشه، خشونت است.اما چیزی که مارا به مذهب امیدوار می کند آن است که افرادی شجاع ونجیب برخاسته از همین مذهب و سنت بتوانند با قواعد همان اندیشه آن را  نقادی کنند.این گونه است که راویان فتح، شرمسار اما سربلند، خویشتن خویش را به مذبح می کشانند و قلعه های روسپیان این سرزمین را گریه ساز می کنند.

بر روشن فکران این سرزمین فریضه است که نوری زاد ها را به رسمیت بشناسند و به استقبال صدایی بروند که خود روزی خواهان حذف آنان بود اما امروزه طنینی متفاوت و دگرگون یافته است. باشد که روزی سر رسد که حافظ و محتسب سر یک سفره نشینند و چنان شود که عارف وعامی به رقص برخیزند و فلک را سقف بشکافند و خود حتا توان پرسش گری از تمدن های دیگر را داشته باشند.

 

نویسنده : حسین ستوده : ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم