شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

در ستایش عشق(1)

چه آتیشی توی جونت بندازه وقتی کلمه ی عمرم رو از پشت موبایل بشنوی مجبور بشی سرت رو بزاری روی فرمون ماشین و  زار زار گریه کنی.

*

مردانی که می گویند هم خوابگی از عشق می کاهد یا می کشدش،نه از عشق چیزی می دانند نه از هم خوابگی ونه از زن.

*

نه بوسه ها و همآغوشی ها که تنها کلمات ساده ای چون دوستت دارم و عزیزم و عمرم و جانم  هستند که روابط عاشقانه را معنا می بخشند.این شاید همان تراژدی روابط انسانی باشد که در دیکتاتوری کلمات متجلی می گردد.

*

عاشق شدن چه قدر انسان را به زندگی وهرچه در آن است نزدیک تر می کند. حتا به مرگ.

*

اگه یه موقعی دیدی که کلمات،توانایی بیان اون چیزی رو که در دل داری ندارن، یهویی فکر نکن که عاشق شدی بلکه بدون که احتمالا نیاز داری بری کلاس آموزش زبان.

*

دوست دارم.متنفرم. یه کلمه مگه چیه که وقتی با مسیج بهت میرسه اون جا هم مجبوری احساساتت رو با این کلمه ها تنظیم کنی

*

عشق، کاغذ کادوی یه رابطه اس .هدیه که دیده شد کاغذ کادو به سطل آشغال میره

*

درآغوشم معجزه ای است که نمی دانستم. این را زمانی فهمیدم که تا سرش را بر شانه هایم گذاشت بغضش ترکید.آن گاه به یاد آوردم که این نخستین بار نیست  وبارها وبارها بغض دیگران نیز بسیار شکسته است در اغوشم.

*

انتخاب کردن . انتخاب شدن.در کدامیک عشق، بیشتر جلوه گر خواهد شد؟

*

چه باید کرد زمانی که عاشق ومعشوق خود به دیکتاتورهایی خشن مبدل می شوند وبه آزار یکدیگر می پردازند

*

هم بغض تو بودم ونمی دیدی.آن لحظه که غرق اشک هایت بودی.

 

نویسنده : حسین ستوده : ۱:٤۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم