شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

در ستایش خلخالی!

گاهی که گذشته آن قدر برسرت ناگزیر می شود، با خودت می اندیشی که ویرانی گذشته آن قدر هم که فکر می کنی بدنیست.شاید اگر قدرتی هیتلر وار پیدا کنم کوشش کنم تا هرچه میراث گذشته هست را آتش بزنند و ویران کنند .از آرامگاه حافظ گرفته تا تخت جمشید و شاهنامه ی فردوسی، همه را محو در هوا کنند و آن گاه انسانی جدید را با تعریفی جدید بیافرینند.انسانی بی گذشته.

( هر چند بر این اندیشه ام که همو نیز گاهی دچار سگ خوابی های شبانه  ی من خواهد شد)

 

نویسنده : حسین ستوده : ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم