شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

شست وشوی مرده شوی من برسنگ خاطرات زن و شویی در شور وشوق زناشویی

برای سنگ قبرم:        مزار مرحوم حسین ستوده ی فعلی.

گریه،آه حسرت،اشک ودیگر اشکال احساسات انسانی (به استثنای خنده) ونیز توقف بیش از دو دقیقه( به استثنای وقت نامحدود برای جوک گفتن ورقصیدن وشعر خواندن) در این مکان اکیدا ممنوع می باشد.در صورت مشاهده یک عدد بیلاخ صادر خواهد شد حالا هر کی نمی خواد باشه.ضمنا آوردن اطفال الزامی می باشد.مجلس هم هر چه بیشتر زنانه باشد .موجب شادی روح من حی اسبق و مرحوم فعلی خواهد شد.آی ویش تو سی یو وری سون.

*

آخه چرا واسه این سنگ قبرا یه آیفون نمی زارین تا ملت هی به این قبرها سنگ نزنن؟

(ولی تصور کن خیلی باحال میشه که قبرآدم آیفون تصویری داشته باشه)

*

اگر مرگ را بکشی خدارا نیز کشته ای.

*

نه به اون انا لله وانا الیه راجعونت نه به اون آرام گاه ابدی ات.

*

زیارت عاشوراست این مراسم های اداره ای یا زیارت آشورا !

*

- خوب بفرمایین ببینم شما نماز هم  می خونین؟

- شما چی حاج آقا شمام می خونین؟

-یعنی چی آقا چرا توهین می کنین؟

- یعنی فکر می کنین به من توهین نشد؟

*

- خوب بفرمایین ببینم شما روز قدس ناهار چی خوردین؟

-حاج آقا یادتون نیس ؟ صبحش که با هم کوه بودیم ظهر هم خونه ی خودتون دعوت بودیم.قورمه سبزی.نشون به اون نشون که شما گفتین لیمو عمونی اش خیلی خوش مزه شده..

*

- پس لطفا ایمیل تون رو بدین تا براتون اسکن کنم بفرستم

- چی؟

-ایمیل تون

-هاااان شرمنده ببخشین مااز این امکانات پیشرفته این جا نداریم

(توضیح آن که تمامی گفت و گوهای مندرج در این وبلاگ واقعی می باشد. ولی این یکی از همه اش واقعی تر بود. حیفه که آدم این مکالمه ها رو ضبط نکنه)

*

- فیش پرداختی تون رو بدین تا برق رو وصل کنم

- والله من از طریق اینترنت پرداخت می کنم. اینم شماره ی رسیدش

-عزیز من این چیزها فقط توی فیلم هاست.

-؟؟؟!!!

(ما فیلم بودیم وخودمون نمی دونستیم)

*

- آقا جون شما متاهلی واین فیلم واسه متاهل ها بد آموزی داره!

-          جل الخالق... مگه میشه؟

-          حالا از ما گفتن بود نری این فیلم استراحت گورخر رو ببینی که توش مردا زناشون رو با هم عوض می کنن ها

-          -آهاااا  از اون لحاظ      

*

-بریم کوه؟

-حس اش نیس.

-آدم میره کوه که حس اش بیاد.

*

وزارت زبان.

*

تو دشمن را می شناسانی پس تو تنها با دشمن شناخته می شوی.

*

در عشق تنها دیکتاتوری وجود دارد .آیا می توان عشق را با دموکراسی آشتی داد؟

*

- آخه قرآن که دیگه مهر کتاب خونه نمی خواد ملت هرچی بدزدندش وببرن خونه بخوننش که بهتره.

-حالا مگه با خوندن قرآن دزدی هم می شه به خدارسید؟

*

- این پیرمرد خارجی منو رسوند

- این که هندیه خارجی که نیس

- خوب واسه ما خارجی یه

(توضیح آن که این گفت و گو در هند اتفاق افتاد.و نتیجه ی جامعه شناسانه  ی آن این است که همه جای جهان وطن ایرانیان است و بومیان آن کشورها برای ایرانیان انیرانی تلقی می شوند)

*

-میرم ها؟

-خب ادب اجازه بهم نمی ده که بگم به تخمم.

*

خوبی چه فاصله ی عظیمی دارد با ما.زمانی که انجامش می دهم با سوءظن می نگرندم.

*

ناله های زنانه ی واگن مترو

*

شما مجردا فکر می کنین ما هرشب تیلیت آب-زن می خوریم؟

*

حس غریب اشتباه گرفتن مانکن با فروشنده

(اگر عمری باقی بود درباره ی این مانکن های دم درب فروشگاه های لباس مقاله ای خواهم نوشت)

*

آزادی-اخلاق-قانون. کدام یک میان دو دیگری واسطه گری خواهند کرد؟

*

فوتبال دولتی.آیینه ی تمام نمای سیاست دولتی.چرا که امروزه سیاست تنها متعلق به حکومت نیست.

*

مامان می بینی خودش خودش ماشین رو خراب می کنه اونوخ می ندازه گردن من؟

(گوینده ی این حرف،حدودا چهل سالی داشت)

*

آسمان شیهه می کشد

   خروس ها شیهه می کشند

                اسب ها خاموش اند

*

- یک سینه سخن دارم.با یه سینه درد لعنتی.

- من هم یه آلت تناسلی حرف دارم.با یه حرف گنده

*

- زندگی زناشویی.نگاه اخلاقی به ازدواج.انگار نهاد ازدواج تنها برای این به وجود آمده تا زنا را از میان بردارد.

- حالا نمی خواد شما هم این قدر اخلاقی باشی .شاید در اول اسم اون زن و شویی بوده.لقمه رو که آدم لازم نیش از لای پاش رد کنه ببره سمت دهنش

- شاید اولش زن و شویی بوده ولی اخلاقیون کردنش زناشویی.میزان،حال فعلی افراد است.ضمنا این لقمه نیس که لای پام ردشده.

*

-چرا به مردان را جنس موافق یا مخالف نمی خوانند؟

-آخه فقط زنها هستن که این قدر با همه چیز موافق یا مخالف هستن.

*

 

نویسنده : حسین ستوده : ۸:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم