شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

شاعر که می شوم مات صدف همراه با خرچنگی لمیده بر خرسنگ

نوشتن- هراسی : مشکل من ، خواندن - هراسی مشکل تو

*

- این همه ماشین توی خیابون چی کار می کنن

- خیلیاشون دارن میرن زنای مردم رو بکنن

-   - خب مردم چیکار می کنن

-   - مردم هم می رن تا زنای اونا رو بکنن

 *

- تو عاشق جسم منی تو فقط منو به خاطر بدنم می خوای

- پس بزار تا ممه های روحتو بخورم

 *

- من فکر می کنم پس... آخ چه کار سختی ... بزار از ما بهترون این کار رو برام انجام بدن. (نتیجه:من فکر می شوم پس بهتره نباشم)

 *

اندیشیدن،عملی ست که معمولا سیاست مداران برای ما انجام می دهند.

 *

اگه یه گوز روببینی که ددست یه چس رو گرقته باشه وبه طرفی بره چه فکری می کنی.

-می رن گفتار درمانی

*

زندگی ات چه قدر مسخره باشه که مهم ترین اتفاق این هفته ات خرید یه عینک جدید باشه.

*

عینک جدیدم رو که زدم قدم بلندتر شد.

-حس غریب ارتباط گودرز با شقایق

*

حلقه ازدواج به دست هنوز.هفتادساله مرد.

*

- گه نخور

- گه رو نمی خورن می رینن.

*

این عزا چه صیغه عزاییه که ماشینها رو هم گل مالی می کنن

*

-16 ابان رو سیاسی نکنین

-13 اذر رو سیاسی نکنین

-عاشورا روسیاسی نکنین

ادامه ی سناریو:

- مذهب رو سیاسی نکنین

-سیاست رو سیاسی نکنین

*

-ببخشین قبر پروین اعتصامی کدوم جای  حرمه؟

- گقتی کوپن پنیر رو کجا می دن؟

*

اتوبوس رانی اصفهان بهای بلیت رو از چهل تومن به بیست تومن کاهش میده مردم اعتراض می کنن.اونا هم شاکی میشن که دیگه اعتراض تون واسه چیه.اونا هم می گن ما اون وقت راه رو پیاده می رفتیم چهل تومن سود می کردیم اما حالا که پیاده میریم بیست تومن بیش تر نمی تونیم سود کنیم.

*

رفتم یه جایی تا خوندم بوی جوی مولیان همه یک صدا گفتند آید همی.خیلی عجیب بود.

(بخشی از خاطرات یک تاجیکستانی که برای دوستش از خاطرات سفر به ایران می گفت)

*

شک، پایه ی امنیت اندیشه ی من است.اما نه چون یقین برای یک فرد مذهبی.

*

ه ی ی ی ی ی ی...

یه زمونی بود که بهمون می گفتن هی بچه برو تو هنوز دهنت بوی شیر میده حالا هم میگن خجالت بکش تو سن بابای منو داری.عمر تموم شد ونفهمیدیم دوره ی این کارا کی بود.

*

این گوبلزهاهستند که هیتلرهارا می سازند یااین که این هیتلرهاهستند که گوبلزهارا پدیدمی آورند

*

آخه توکه تنها زندگی می کنی این درب دست شویی بستن ات دیگه چه صیغه ایه؟

*

انعطاف بر نمی دارد که بر نمی دارد جهانی که خود ساخته ایمش و سخت می ترساندمان این نترسکی که قراربود تنها کلاغان را بهراساند اما رسالتی دیگرگونه بردوش گرفت . نوشتن رهایمان باید بکند از گذشته ای که مارا از آن گریزی نیست اما توان تحملش هست چونان  که کوندرا گفت: جدال انسان با قدرت ، جدال حافظه با فراموشی ست و قدرت همان چیزی ست که گرداگرد مارا همچون هوا محاصره کرده است. اکسیژن مرگ.

*

خرچنگ بر خرسنگ مات صدف

من شاعر می شوم و

بر برگ عرعر چنگ می زند خری بالدار

 

نویسنده : حسین ستوده : ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم