شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

غربال به دست از عقب کاروان...

 

-  خب دیگه کاری نداری؟ خیلی سلام زنت رو برسون و از جانب من دوطرف لپاشو ماچ کن  خداحافظ

- جل الخالق این دیگه چه آدم بی غیرتی بود که باهاش حرف می زدی

  - بابام

*

از من شدن می گذرد راه ما شدن

*

چه حسی بهت دست میده توی سن سی وپنج سالگی توی خیابون با عموت برخوردکنی وبعداز کمی خوش وبش ازت بپرسه: راستی اسمت چیه؟

*

آخ این چه دعواییه که دوطرف یقه ی هم رو چسبیدن اون وقت اون یکی به این یکی میگه : مگه نگیرمت.

*

این کلمات بی زبان

*

یه کارت سوخت بهم بدین با یه ماشین ،همه ی جاده ها روباهاش طی می کنم

*

توی بزرگ راه میشه تندتر رانندگی کرد یا توی یه جاده خلوت؟

عقل جمعی توی بزرگ راه تورو بهتر راهنمایی می کنه.

*

      یعنی چی؟KEEP RIGHT-

- راست نگهدارید

*

وزیرجنگ رژیم اشغال گر نژادپرست صهیونیستی با وزیر دفاع روسیه دیدار کرد.اقتدار صفات.

*

روز اول طرح کاد توی داروخانه زن وشوهری جوان جلویم ظاهر شدند.مرد سر درگوشم کرد و باکمی من و من گفت:آقا ببخشین کاندوم دارین؟

(مخم هنگ کرد . جل الخالق کاندوم دیگه چیه) رو به متصدی داروخانه که آن طرف ایستاده بود کردم وبا صدای بلند گفتم آقای فلانی کاندوم دارین؟

نفهمیدم چه قیامتی توی دارخانه پیش اومد که زنه پاشو گذاشت فرار مرده سرشو انداخت پایین  ومشتریها به طرف من برگشتند که متصدی جلو آمد وسردرگوشم کرد وگفت آره داریم دیگه چیزی نگو(داستانی واقعی از دهه ی شصت)

*

 بی هویت ترین نام استان:استان مرکزی

*

- گاو باشی وتوی هند زندگی کنی

- چپ دست باشی وتوی هند زندگی کنی 

*

- برو اونور که من چن تا فیلم رزمی دیدم می زنم ناکارت می کنم ها

       - اگه این جوریه توهم برو اون ور من یه چن تا فیلم سوپر دیدم می زنم..

*

غرورکاذب را به فروتنی حقارت آمیز ترجیح می دهم

*

تاحالا شده یه درخت رو نوازش کنی؟

*

غلت غلطه   

غلت غلته

غلط غلته

غلط غلطه

حالاکدومش درست تره؟

*

تهران،خیابان هاست

تهران،ماشین هاست

تهران،آپارتمان هاست.

تهران نام هاست...

*

هم چون همیشه تنها در حال غذا خوردنم  به لقمه ی آخر(شرم ) که می رسم از خودم شرم می کنم وازآن می گذرم.

*

_  حس غریبی ست پله برقی خاموش را طی کردن

_ غریب تر،حسی ست پله برقی روشن را وارونه طی کردن

*

نوشته بر تابلوی شهرداری اول پارک: ورود حیوانات ممنوع!

*

فریاد پسردبستانی های سرویس: مرگ بر دخترا

چگونه بذر خشونت از همان اول در دلهای ساده کاشته می شود.

*

یک سناریوی سوررئالیستی:

خیابان خارجی روز

دوربین به دنبال مردی که چهره اش آشکار نیست.مردی ناخن گیری را از مغازه ی اول بر می دارد.یکی از ناخن هایش را می چیند بعد بلند می گوید نه این خوب نیس وبه راه می افتد چند مغازه آن طرف تر دوباره تکرار می شود.

بعد از مغازه ی دهم دوربین به سمت چهره ی او می رود  مرد به دستانش نگاه می کند ولبخند رضایت آمیزی می زند.

(داستان این سناریو واقعی ست. اما مسئولیت اجرای ان بر عهده ی خود اجرا کننده است)

*

بدین وسیله ازین تاریخ به بعدنام ما از اوس عبدالحسین ستوده خیرآبادی به دکترحسین ستوده تهرانی اصل ارتقایافت.تاکورشودهرآن که بتوانددید.این هم دو عدد دوبیتی درارتباط با هویت فسایی خیرآبادی تهرانی هندی شیرازی ما:

چقدرامروز دل مشغولی ای دل    که می گردی؛مگر پاندولی ای دل

سر  پیری چرا  افتاده ای   باز    به فکر  آنجلینا  جولی      ای دل

*

خوش آن دم بر تزم آنتی تز آیو      به پیشم آن بت لپ قرمز آیو

چه گردد قدریک صد سال نوری   به تخت من  جنیفر لوپز  آیو

نویسنده : حسین ستوده : ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم