شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

خوشبخت مردی که زنی دوستش داردونمی داندوبدبخت زنی که مردی دوستش دارد و نمی داند

- خوشبخت مردی که زنی دوستش دارد و نمی داند

- بدبخت زنی که مردی دوستش دارد و نمی داند

*

- امشب چه ساعتی می خوای بری عروسی؟

- شام ربع کم ( به لهجه ی تهرانی: یه ربع به شام)

- کی بر می گردی؟

- شام و ربع

(عروسی رفتن به سبک مجردهای ایرانی)

*

 آخه نمی دونم "اندازه ی آلت تناسلی الاغ" چه ربطی به وبلاگ من داره که جست وجو کننده ی گرامی طبیعت رو ول می کنه میاد اینجا که اندازه شو بفهمه !

*

خواب همیشه واسه من نه شات داون که یه ری استارت بوده امیدوارم که مرگم هم همین جوری باشه.

*

بحران مشروعیت ما در حال حاضر نه سیاسی وفکری که سکسی ست.

*

آینده ی ایران را نه ایدئولوژی ها ورهبران سیاسی که اینترنت وموبایل ها وموتور سیکلت ها می سازند.

*

روز نخست صبح زود در میدان ده مشغول نرمش کردن بودیم که پیرمردی سوار بر الاغش از راه رسید ابتدا با تعجب چندقیقه ای حرکات مارا ورانداز کرد بعد گفت: ببم جان بد نباشه!

*

-اسم شما چیه؟

-حسین ستوده

-شما؟

-غلام حیدر ابراهیم بای سلامی

- وشما؟

- سردار سرلشگر پاسدار بسیجی دکتر سید حسن فیروز آبادی

)نامی  در یک آگهی درگذشت: حاجیه خانم بی بی آقا امینی پور(

*

- ببین عزیزم من نمی دونم دیگه چطوری می تونم حالیت کنم شما از ساعت یک تا سه کار کردی که می شه دوساعت کار اینم مزدش

- نه آقای مهندس شما حالیتان نی  من سه ساعت کار کردم یک دو سه...

(بخشی از یک گفت وگوی واقعی که سالیان پیش شاهدش بودم)

*

ناله هایی بر دشت های گریان.هذیان محو  زمین در کورسوی چشمی که بیدارمانده بر گهواره های منتظر.

زیبایی شگفت زده ی شبانه ی  موعود

ترسی به نام شک .شکی به نام ترس

تنها شاعراست که می نامد

موهوم من موعود من سلام

زخمی به نام زندگی  مرهمی به نام مرگ

موشکافی من در لابه لای ورق پاره های تنت

می میرم در حسرت عشقی که نخواهد آمد

سوزان همچوان ژرفنای زخم یک قطعه ی موسیقی

گاهی که می نشینم ایستادن به  یادم می آورد که  بعد از نشستن خوابیدنی نیز هست

لرزاننده تر از یک شعله ی خاموشم که زمین را به آتش کشیده است

به کجاهای دست های تو می توان پناه برد وقتی که هر انگشت تو خود تازیانه ای ست

زیباآرام وژرف.رفتارشرمگین دوستت دارمی که به زبان نخواهد آمد

دیروزهای من بر نیزه  ی امروز ی که فردارا به خاطر نخواهد آورد

*

دیوانه زیستن.موهبتی ست که حتا دیوانگان را از آن سهمی نیست.چرا که دیوانه گان، خود نمی دانند که دیوانه اند

*

نه بود ونه نخواهد بود تنها است است که می ماند

*

- دمت قی قیژ شاسکولوفسکی خنگول

- ببخشین چی فرمودین؟

*

مارکس وبر

*

روسپیدار

*

بهشون گفتم فرداسرجلسه می بینمتون با تجب گفتن فردا که یک شنبه س (حاصل دوسه روز خونه نشینی باعث شده بود که تاریخ روزا رو از دست بدم) چن ساعتی طول کشید تا ذهنم به این که امروز شنبه س نه یک شنبه تطبیق پیدا کنه. نمی دونم اونایی که بعد عمری می فهمن عقیده شون اشتباه بوده چی می کشن حتما یا به جنون می رسن یا خودکشی می کنن.

*

لباس شخصی یا نیروهای خودسر.اشتباه نکنید اینان نام نیستند که استعاره اند .به قول کوندرا استعاره چیز خطرناکی ست با استعاره نمی توان شوخی کرد.

*

دشمنت اگر بزرگ تورا جلوه دهد بزرگ تر وباهوش تر از توست

*

-چرا داری به این نوجوون گدا پول می دی؟

- من با این کار بهش خوبی نمی کنم دارم آینده شو خراب می کنم

(طرح تاچر وریگان:بهترین کمکی که می توانید به فقرا بکنید این است که به آنان کمک نکنید)

*

- منو دوس داری؟

- والله یادم نمیاد که به یادت استمنا کرده باشم!

*

چن سال باید طول بکشه تا بتونم اینو بفهمم که اگه از یه عقیده خوشم نمیاد دلیل بر رد اون یا بدیش نیس

*

نوشته های این وبلاگ به منزله ی تایید آن نیست

*

چرا خون نگریم چرا خوش نخندم    که دریا فرو رفت وگوهر برآمد(چاپلوسی هم مثل خشونت توی رگای ماست)

*

به مسیح قسم به صلیبت می کشم. جویس.

*

نام فیلم جدید مدونا را ترجمه کردم به هرزگی وخردمندی. ترجمه های دیگر که در اینترنت یافتم از این قرار بود:

پلیدی وفرزانگی

آلودگی ومعرفت

آلودگی وآگاهی

کثافت وعقلانیت

نفهم وعاقل!!!

هرزگی وفرزانگی

*

 

 

نویسنده : حسین ستوده : ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم