شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

وقتی از شبه مدرنیته حرف می زنیم، دقیقاً از چه حرف می زنیم...

 ساده، صریح و روشن. شبهِ‌مدرنیته یعنی:

 رویکردی پساسنّت‌گرایانه به مدرنیته به واسطه‌ی بهره‌گیری از مؤلّفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی ساختار جهان سنّتی.

ساده، صریح و روشن نیست؟

مثالی می‌زنم: شبه‌علم یعنی بهره‌گیری از ابزارهای  علمی برای اثبات امور غیرعلمی یا گاه ضدّعلمی. همین را  از سطح یک روش علمی بیاوریدش به سطح معرفت شناسی. در زمان رضاشاه زمانی که می‌خواستند مفهوم دفاع را به یک سرباز( که معمولاً اکثراً بی‌سواد بودند و هویّت قومی/قبیله‌ای در آنان بسیار قدرت‌مند بود) بیاموزند، به وی می‌گفتند: ای سرباز تفنگ تو همانند ناموس توست .تو همان‌گونه که از ناموس خود دفاع می‌کنی با همین اندازه غیرت نیز باید از تفنگ خود مراقبت کنی.
احساس غیرت نسبت به ماشین شخصی، مقدس‌پنداری امور واشیایی همانند گوشی موبایل، تعصّب نسبت به دانشگاه محلّ تحصیل(غیرت نشان دادن نسبت به دختران دانشکده!) ناموس‌انگاری از پدیده‌های مدرنی هم‌چون کشور(دولت-ملّت)، شرافت‌یابی از طریق فیضبوق و اینستای نسبتاًگرامی و قس‌علیهذا  از جمله نمونه‌های کمیک-تراژیکِ ترکیبِ مؤلّفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی سپهر سنّت، با جهان مدرنیته هستند.

این‌گونه می‌شود که زمانی که پساسنّت‌گرایانِ شبه‌مدرن، انگ بی‌غیرتی و دیاثت به مردانی وارد می‌کنند که به حریم خصوصی و شخصیّت مستقل اطرافیان مؤنّث خودِ معتقدند، تصویری شبه‌مدرنیته‌وار شکل می‌گیرد که آینه‌ی تمام‌نمای نگاه شکسته‌ی ما ایرانیان به جهانِ بیرون است.

نویسنده : اسکلت : ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم