شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

دیکته توری

الف: شهرنوش پارسی‌پور در جایی نقل می‌کند که در اوایل انقلاب، یکی از آشنایانش که در زمان پهلوی کاره‌ای بوده اما واقعا کاره‌ای هم نبوده را چند روزی بازداشت کرده و بعدش که پژوهیده و دیده بودند خلافی مرتکب نشده، ر‌هایش کرده بودند. بعدش این آقا، جایی به شهرنوش گفته بود از وقتی که از زندان بیرون آمده‌ام، وقتی به دست شویی می‌روم بسیار مواظبم که اول با پای راست وارد دستشویی نشوم (بس که در زندان به او تذکر داده بودند!) چرا که می‌ترسم از بالای دستشویی ناگهان آخوندی بر سرم داد بزند که مردک چرا با پای راست وارد دستشویی شده‌ای؟!!!


ب: به نظر می‌رسد برخی از کسانی که در ایران به مدرسه یا دانشگاه رفته‌اند، حداقل یک بار هم که شده این کابوس را دیده‌اند که بعد از سال‌های زیادی که از اتمام دورهٔ تحصیلشان گذشته، از مدرسه یا دانشگاه با او تماس گرفته گفته‌اند که شما فلان درس را نگذرانده‌ای پس تمامی مدارک تحصیلی‌ات پس از این دوران، فاقد اعتبار است!


پ: چونان که پیش تر‌ها نیز گفته‌ام، راه استعمار جسمیِ انسان‌ها از تسلط بر روحشان می‌گذرد و در این مسیر، نهادهای آموزشی یکی از مهم‌ترین ابزارهای نظام‌های تمامیت خواه‌اند. مطمئن باشید که این کابوس تا آخر عمر با شما خواهد بود حتی اگر از این کشور مهاجرت هم کنید، باز هم ر‌هایتان نخواهد کرد. چرا که نظام‌های آموزشی، مهم‌ترین دوران زندگی شما، یعنی کودکی شما را تحت تسلط کامل داشته‌اند.


ت: اکتاویوپاز می‌گوید من نصف عمرم را صرف برداشتنِ سنگ‌هایی کردم که در نیمهٔ نخست عمرم جلوی خودم انداخته بودم. اینجا در این جهان دست چندم، ما هنوز بعد این همه سال مشغول دورانداختن افکاری هستیم که در مدرسه به ما یاد داده بودند. پس تا این مبارزه هست، این کابوس‌ها نیز ادامه خواهند داشت...

نویسنده : حسین ستوده : ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ فروردین ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم