شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

عشق،شقّ عینی ست در ترازوی من شدن

همیشه که قرار نبوده محتسبی مامورامنیتی ای، برادربزرگه ای دهانت را ببوید مبادا گه خورده باشی که گفته باشی دوستت دارم.همیشه که عشق، کنار تیرک راهبند بر در کونش تازیانه نمی خورد.عشق ، از ترازو می گریزد.اسیر ترازو که شد، از وزنش فروکاسته می شود.چرا که می افتد به  روزمرگی اش که  وزن بوسه چقدر است وزن همآغوشی چقدر است وزن پول هدیه یا که سوغات چقدر است وزن دوستت دارم و چرا در جوابم نگفته ای من نیز ، چقدر است وزن آشپزی برای آقا وزن رانندگی برای خانم ،وزن من به تو لطف کردم که از عقب دادم ،وزن من به خاطر تو تاخرخره مقروض شدم ودیگر وزن ها ودیگر وزن ها...همیشه همین است،عشق، منت پذیر نیست اما ترازو که بیاید،حتا ژولیت نیز ممکن است در جهانی دیگر منت گذار رومیو شود که من به خاطر تو...

نویسنده : حسین ستوده : ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم