شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

ما آدم های اجاره ای ما آدم های 0930 وخورده ای ما آدم های0919...

گلدان لئون را که یادتان هست که هرجا که می رفت با خودش می برد وآخرش عین خودش توسط دخترک به خاک سپرده شد که شاید گل بدهد؟ آدم های اجاره ای این گونه اند.عین خودشان ونه عین چیز دیگری تکه تکه اند.خودشان را عین وسایل شان جایی باقی می گذارند واز خودشان در جاهای جدید چیزی باقی نمی ماند. بخشی از وسایل شان عین خاطرات شان در خانه ی پدری ست،بخشی خانه ی برادر یا خواهر یا دوستان وآشنایان نزدیک.آدم های اجاره ای،هیچ گاه به زمین احساس تعلق نمی کنند عین باد روی استپ های پهناور زندگی شناورند اما هوهوی شان به گوش کسی جز خودشان نمی رسد.
آدم هایی هستند عین وانت باری های تهران که 
پیش شماره ی تلفن شان 0918 هست 
یا عین داروفروش های ناصر خسرو، 0911 
یا عین معلم ها 0917 
این ها به تهران آمده اند به امید روزی که بتوانند بار وبندیل شان را ببندند و به 1 یا 8 یا 7 شان برگردند.این ها با خودشان به زبان یا لهجه ی سرزمین مادری شان سخن می گویند این ها آدم های اجاره ای نیستند چرا که روزی به گلی بر می گردند که روزی روز گاری در خانه ی پدری خویش کاشته بودند.
اما آدم هایی هم هستند که 0919 اند این ها عین من اجاره ای اند فکرشان شاید اجاره ای نباشد اما زندگی وروزگارشان اجاره ای ست. آدم هایی که در وطن خود غریبه اند ودر تهران غریبه تر. آدم هایی که سیم کارت های اعتباری خود را عین گلدان لئون با خود به این جا وآن جای این کشور می برند ودر برابر پرسش ِ تو کجایی هستی، ابتدا اندکی تردید می کنند وبعد نام شهرستانی را به زبان می آورند که نخستین عکس العمل تهرانی ها در برابرش این است: کجاست؟ 
آدم های اجاره ای همه جای این شهر هستند ونمونه ی دیگر این آدم ها در همه جای جهان آواره اند.آدم های مهاجر آدم های تبعیدی آدم هایی 0098 آدم هایی که در رویاهای هرشبه شان خواب کوچه های خاکی شهر خود را می بینند ...
آدم های ویران آدم های باد آدم های هوهوی باد در کوچه های ویران...

نویسنده : حسین ستوده : ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم