شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

زدی ضربتی،نوش کن پشت زین...

یه عکسه هس که عکاسش منم از شب عروسی داداش بزرگه که هیشوخت خودم ندیدمش
...
...
...
داداش بزرگه عادت داشت توی عروسی ِ دوستاش یواشکی بدون این که عروس و بقیه بفهمن توی شلوغی ، دومادها رو انگشت کنه...حالا دوماد ها کیان بودن؟ ژانر اعضای انجمن اسلامی دانشگاه ها توی پنج سال اول دهه ی اول هفتاد!
...
یه  عکسه هس که عکاسش منم.شب عروسی داداش بزرگه

...

داداش بزرگه جلو وایساده پشت سرش ده نفر از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه ها توی پنج سال ِ اول دهه ی اول هفتاد . تا عکاس گفته: بگین سیییییب... یک...دو..سه ، دقیق سر ساعت ده ودقیقه ی شب، ده تا انگشت رفته توی پاچه اش...
داداش بزرگه سر ساعت ده ودقیقه نیم متر پریده بالا.درست لحظه ای که عکاس...

نویسنده : حسین ستوده : ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم