شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

در فضیلت ورذیلتِ سه نقطه...

سه نقطه جایش ممکن است همه جا باشد: وسط،آخر یا حتّا اول جمله.بعضی وقتها مفهوم تمام جمله را تحت تاثیرخود قرار می دهد وحتا گاهی معنای آن را دگرگون می کند.سه نقطه در تمام زندگی ما حضور دارد.در پشت دوستت... پشت بمان ... یا پشت آن سه کاف مشهور.

سه نقطه ،حرف های ناگفته ی مایند که که به نوک زبان که می رسند،با بن بست آزادی مواجه می شوند پس مجبور به برگشتن به مسقط الرّاس خود می شوند.سه نقطه را نمی شود دوست داشت اما در عین حال نمی توان از آن متنفر بود چرا که حضورش،حضور حاشیه در متن است.سه نقطه، کودک کار است زیر پل پارک وی.سه نقطه تنها قراربود یکی باشد اما فشارهای زندگی ما عائله مندش کرد.سانسورچی ها حامله اش کردند وعاشقان به دنیا آوردندش.سه نقطه امّا مرده به دنیا آمد.سه نقطه هرروز به دنیا می آید،اما مرده. نمی دانم کدامش مهم تراست : تولدش یا مرده بودنش؟ اما می ترسم روزی نقطه ها آن قدر تولید مثل کنند که چیزی به غیر آنها در متن باقی نماند.سه نقط ها، حرف های ناگفته ای اند که اگرهم چنان نگفته بمانند خطرناک می شوند.چرا که ممکن است  عقده شوند در متن زندگی ما وتبدیل به  خطّ فاصله  بشوند. آه ه ه سه نقطه...

بعدالتحریر.چیزکی که سالیان سال پیش در وبلاگم در باب علامت ها نوشته بودم:

-علامت هاجملات رادر حبس خویش کشیده اند.فکرش را بکن همین علامت کوچک با جمله ی به این هوااااا درازی چه رفتارمفتضحانه ای دارد.جمله ی با آن بلندی به راحتی با این علامت کوچک به بازی گرفته  می شود.جمله مقهورعلامت می شود.چیزهای کوچک علیه چیزهای بزرگ به مبارزه برخاسته اند.کوچک ها زیبا می شوند.دموکراسی برقرارمی شود.

  -    نه این دموکراسی نیست.اجزاءکه خود زمانی مقهورکل ها بودندآنان راتحت استبدادخود درآورده اند.این آغازتوتالیتریانیسمِ برعکس است.

نویسنده : حسین ستوده : ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم