شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

از پدر دوستی تا پیشوا پرستی

بازتولید نقش پدر از پیشوا در ذهن پیروان او،یکی از رموز تداوم نظام های دیکتاتوری ست

اکثر دیکتاتورهای جهان که در گذشته اند،فردای آن روزنامه ها نوشته اند: پدر ِ ملت، در گذشت.این سر تیترها اتفاقی نیستند و حاصل جمع آرکی تایپ ها،عقده ی فروکوفته ی تاریخی،سرکوب های خانوادگی ودیگر بحران های اجتماعی و روانی ای هستند که در طول تاریخ بر روان ملت ها آوار گشته اند.نیاز انسان به ستایش قدرت ،از همان اوان کودکی،با ستایش قدرت پدر شکل می گیرد.به گونه ای که کودک،پدر خود را قوی ترین مرد جهان می پندارد.اما با رشد کودک و رسیدن به سنین بلوغ،فرد متوجه قدرت ناچیز پدر در مواجهه با نیروهای جهان بیرون می شود.از طرف دیگر،تلقی از پدر به عنوان استثمارگر ِ مادر(حتا با آن تلقی ادیپی) نوعی نفرت از پدر ژنتیکی را در ذهن فرد آفریند.این جاست که نهادهایی که متولی فرایند جامعه پذیری هستند پا به عرصه می گذارند وفرد را مورد بمباران تبلیغاتی خود قرار می دهند.تلقی نهادهای ورسانه های تک صدای نهادهای جوامع دیکتاتوری،از دیکتاتور به عنوان پدر ملت-پدری مهربان،دلسوز،فرزانه وخردمند-در ذهن افراد جامعه بازتولید می شود.ذوب شدن در پیشوا،از اصطلاحات رایج نهادهای آموزشی در دوران آلمان نازی بود.این گونه می شود که پدر،از عرصه ی عمومی پا به عرصه ی خصوصی فرد می گذارد.این جاست که تازه رسالت دیکتاتوری ها آغاز می شود...

نویسنده : حسین ستوده : ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم