شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

خاکستر ِ آب بر آب های خاکستری...

گریان ، من بودم
در میانه ی دشتی که در محاصره ی ابرهایی بود،
آبستن کوره های آدم سوزی

گریان، تو بودی
نشسته کنار اجاقی یائسه
به کلبه ای ویران در انتهای جهان.

گریان، خدایانی بودند
نشسته به سوگ فرزندانی
که خود سر بریده بودند.

خندان،نوزادی بود که تو سرپیچان از فرمان خدایان،
بر زورقی نهاده بودی
-   روان به سمت کوره های آدم سوزی –

نویسنده : حسین ستوده : ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم