شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

چنین است کار جهان جهان!

نفرت دارم از روزگاری که روزهایش با " این نیز بگذرد" می گذرد...

*

آن خطاط، هیچ خطی ننوشت.اما از اون هفت خطّاش بود وخیلی ها رو انداخت توی خط

*

هر روز که می گذرد،زندگی ما به یک فیلم نیمه پورن بیشتر شبیه می شود.همه تماشایش می کنیم و آن  اصل کاری هایی که پیدا نیست را هم تخیل می کنیم!

*

از نصایح بارنی استینسون به تد موزبی!
ببین عیزم بدیِ ارتباط داشتن با یه فنچ اینه که نمی تونی باهاش 69 بزنی.فوقش بتونین 39 رو اجرا کنین

*

مرگ،غیاب جسمانیِ انسان است در جهان.امااگر مرگ را معنی ای در همین اندازه باشد،ما از همان روز اول که کله پای مان کردند تا نفس بکشیم،مرده بودیم.چرا که حتا خودرا نمی شناختیم وبدین سان هی بزرگ تر هم که شدیم،غیاب جسمانی ما در جهان کاملن مشهود بود.این مرگ،ادامه ی همان زندگی ای است در جهانی که ابلهانه می پنداردمان که حق زیستن داریم.
باری...امامرگ برای من تنها یک معنا دارد: نبودن در دل کسی.ولاغیر

*

کودکان پارک محله ی ما،اسم هم را نمی دانند.آنها همدیگر را صدا می زنند: دوستم

*

تنها وبی معنا.شبیه یک قاسقالنگ...!

نویسنده : حسین ستوده : ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم