شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

انسان فراکافکایی در جهانی کافکایی!

 کافکا،یک مسیحیّت یاحتا یهودیّت پیشرفته است.در نگاه مسیحی،پذیرفتن گناه اولیّه به مثابه ی گناه ذاتی انسان،به عنوان یک امردینی واخلاقی پذیرفته می شودیعنی انسان ،تنها یک برّه ی معصوم یا یک بزطلیقه است که قربانی ناآگاهی خود و شرایطی که خداوند پیش پای زندگی اش می گذارد،می شود اما در نگاه کافکایی،انسان،ناگنهکارِ خودگنهکارپندار ِفی نفسه است.یعنی،گنهکاری، نه به عنوان یک موقعیت اجتماعی-دینی که به عنوان یک امرهستی شناسانه در نظر گرفته می شود که وقتی در موقعیت ها وشرایط گوناگون زندگی سیلان می یابد،صورتی کمیک-تراژیک به خود می گیرد.انسان کافکایی یا بهتر بگوییم جهان کافکایی،خود به دنبال گناهی می گردد که مرتکب نشده است.از نظر من،رمان قصر، بسط این بیت در ادبیات فارسی ست:

شرمنده ی آنیم که در روز مکافات،

اندرخورِعفو تو نکردیم گناهی!

درباره ی موقعیت های فراکافکایی بعدها چیزکی خواهم نوشت.فعلن بروم سیب زمینی هام دارن می سوزند!

بعدالتحریر: بخشی از مقاله ی بلند من درباره ی خودم!

بعدالبعدالتحریر:برای مطالعه ی بیشتر می توانید به کتاب یادبودایوب در جهان کافکا نوشته ی سیاوش جمادی مراجعه کنید.

نویسنده : حسین ستوده : ۱:۳٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم