شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

در ستایش ونکوهش ترس

 ترس،جهنم میآفریند.طمع،بهشت.در جهان واقعی،ترس لذتی ندارد که هیچ،مذموم وناپسندیده نیز هست:ترس از مرگ.ترس از تاریکی ترس از آینده.

ترس،معلول ناتوانی ِ ماست در برابر ناشناخته ها.ترس معلول فلج شدن تن وذهن ماست در برابر مجال های کوتاه وحادثه های بزرگ.ترس،موج سونامی است روبروی دیدگان وحشت زده ی حافظ.آنان که نمی ترسند نیز، از ترسیدن می ترسند.کسانی نیز هستند که از وحشت زخم برداشتن،به سمت مرگ هجوم می برند.

ترس،لذت بخش نیز هست زمانی که پای تماشای یک فیلم ترس ناک می نشینیم.واقعیت این است که ما از ترس ِترس در جهان واقعی،به لذت ترس در جهان تصاویر پناه می بریم.تصویر ِ لذت،چنان که پیشتر ها گفته ام اما تنها لذت ِ تصویر است وبه عبارتی بهتر:

جایی که از تصویر لذت می بریم،لذت ما نیز به جز تصویری از لذت نخواهد بود.

پس ما فیلم ترس ناک می بینیم که از حضور ترس در جهان واقعی بگریزیم و آن را به لذتی تصویری بدل کنیم.آیا کسی است که از ترس در جهان واقعی لذت ببرد؟ شاید هیچ کس.چرا که ترس،مقدس است است ومقدس،خداست وشاید خدا،خودش ترس است.ترسی که می ترساند من وتو را از خودش ومارا به آفرینش وا می دارد و بعد،حضور خودش را انکار می کند که ما به تکاپو بیفتیم تا اثباتش کنیم تا بیشتر بترسیم هی بترسیم هی بترسیم تا خود،ترس شویم...

نویسنده : حسین ستوده : ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم