شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

به آواردیدگانی که خورشیدِ امروز را ندیدند...


بنویس رود به دریا می رسه از دلِ شط
آخرش، اول قصه اس ...حالا نقطه سر خط
خاطرات خط خطی، خط می خورن آخر خط
دیکته یک خاطره میشه چه درست وچه غلط
یه شناسنامه ی سنگی می مونه از من و تو
یه شناسنامه که مُهر باطله  روشه فقط
اول وآخر قصه ، گریه ی من وشماست
وسطش ، زندگیه که  ناتمومه این وسط...

نویسنده : حسین ستوده : ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم