شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

برف می بارد... اما تو نیستی

در کوچه برف می آید  
با شتاب شصت ثانیه در دقیقه
دارم لحظه ها را از شنبه می دزدم و
در دهان کلمات گرسنه می گذارم
آسمان این جا آبی نیست
آسمان این جا هیچ گاه آبی نبوده است
آبی ، رنگ نیست لحظه است
آبی،برف است و
آدم برفی های سال شنبه هنوز متولد نشده اند
کوچه برف باران است
آسمان دارد مادر می شود و

مترسکهای مزرعه آدم برفی های پیش ساخته اند
واژه های کور تشنه ی خورشیدند

تمام هفته در شنبه غرق می شود

پاهایم در مزرعه کوچه می شوند

کوچه در خودش غرق می شود

چرا که برف می بارد..

اما تو نیستی


عین آسمان که هیچ گاه آبی نبود...

نویسنده : حسین ستوده : ۳:٠۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم