شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

همین جوری عش ش قم کیشیده یه اسب باشم!

دوس دارم یه اسب باشم؛جولوم یه دشت باشه قدد هرچی که برم تموم نشه.هی پی تی کو پی تی کو  چارنل یالای مادیون کشمو توی هوا تکون بدم وبرم و برم و بازم برم. اون وختش یه روزی بی هوا بخورم به پست یه سرخ پوس که اسمش همونی باشه  که من می خوام و میگم:گم در باد. بعدنش طنابشو پرت کنه طرفمو گردنمو بگیره،هی واسه اش ناز کنم رامش نشم.بعدش از توی دسسای زخم وزیلیش یه دونه قند بگیره جلوی دماغم و مسسم کنه و یه چیزی توی گوشام زمزمه کنه من فقط آآآشق تن زخمی صداش بشم.آخه من یه اسبم یه اسب لامصب بی صاب که زبون هیشکیو نمی فهمه الا زبون یه کمند و یه حبه قند.بعدش بپره روم بی زین و بی مهمیز یالامو توی دساش بگیره وتوی هوا جیغ بزنه: هی ها هی ها بی ررری ها بی ررری ها بی ررری ها ها . چم دونم چه میگه این سرخه .من که یه اسبم و زبون آدمیزاد که حالیم نیس.گاسم منزورش اینه که بزن برین اسب من تا اونجایی که هیش اسب دیگه ای نرفته .بعدش بریم وبریم  وبازم بریم اونقدر که توی افق گورمونو گم کنیم.

نویسنده : حسین ستوده : ٧:٢٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم