شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

نامه های های بزرگی که کودک شد به کودکی که بزرگ شد

 The letters from an adult  who became child to the child who became adult

 

 خروس از آسمان فرود می آید

دیوانه ای آواز می خواند

در نگاه ات پرنده ای را سر می برند

 

The rooster falls down from the sky

A mad sings

They behead a bird infront of your eyes

 

داد می زنی که تشنه ای

من محو تشنه گفتن تو

تو بی تفاوت به من هنوز تشنه ای

 

You shout that your thirsty

Im wondered to your saying thirsty

You are still indifferent of me: thirsty

 

خار فرو رفته در دستانت می بوسم

دست ات را بر گونه هایم می کشی

خاری در قلب ام می نشیند

 

I kiss the thorn which put in your hands

You rub your hand on my face

 A thorn stings my hearth

 دروغ های شیرین ات هراسان ام می کند

با این حال در را باز می کنم

و غول را بیرون می کنم

 

Your sweet lies scares me

Although I open the door

And get out the monster

 

 

بگذارتا که عنکبوت تار ببافد

مورچه را هم از کنار لانه اش دور کن

بعد بامن آسمان را تماشاکن

allow the spider spin his network

take the ant also from the spider

then watch the sky with me

 

زن بودن تجربه ای تماشایی ست

دختربودن چیزی رویایی و

کودک بودن تمام چیزی که از تو می خواهم

Being a woman is an interesting experience

Being a girl is a dreamlike thing

But being child is just of a thing that I want from you

نویسنده : اسکلت : ٤:۱۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم