شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

ای وای ز محرومیِِ دیدار ودگر هیچ...

دلتنگم مثل پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برگشته پسرش بوده وفردای برگشتنش اونو گذاشته سرای سالمندان

*

دلتنگم مثل دوتا پیرزن یکی مادر یکی نامادری که منتظر آخرین سرباز جنگند و سرمرز باهم دعوا دارن که  کدوم رو بیشتر دوست داره؛پسره میاد وراست میپره توی بغل دوست دخترش.

 *

 گیجم مثل پیرزنی که  لب مرز منتظر آخرین سرباز جنگ که پسرشه وایساده که یه پسر دیگه  میاد وبهش میگه پسر واقعی ات منم.ماروبعد تولد ، توی بیمارستان باهم عوض کرده بودن.

 *

گیجم مثل پیرزنی که  لب مرز منتظر آخرین سرباز جنگ که پسرشه وایساده که میان بهش میگن همه اش دوربین مخفی بود.

 *

گیجم مثل پیرزنی که  لب مرز منتظر اخرین سرباز جنگ که پسرشه وایساده.پسره میاد.پیرزنه می بوسدش.پسره تبدیل به یه قور باغه میشه

*

 اصل جمله از مایاکوفسکی: غمگینم همچون پیرزنی که می بیند آخرین سرباز برگشته از جنگ، فرزند او نیست

نویسنده : اسکلت : ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ تیر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم