شفتلهوس(یعنی یه چیز معلوم مجهول مثل زندگی)

چیزی که دنبالشی اینجا پیداش نمی کنی

به مخاطبانی که هیچ گاه این نوت را نخواهند خواند

قرن هاست که زندگی معنوی،مبتنی بر فلسفه ی انکار تن بوده است.تاریخ به طور کلّی یعنی تاریخ دیکتاتوری روح.چرا؟

چون جهان فانی ای که همیشه فدای جهان باقی می شود جایی برای تن وخواهش های تن نمی گذارد.به زعم عقلای وناعقلای قوم گل وبلبل،تنانگی یعنی غریزه وغریزه یعنی حیوانیّت وحیوانیّت یعنی انکار روح.انکار روح یعنی بزرگترین گناه بشر.

تن که انکار شود،بقیه ی زندگی نیز انکار می شود.کسی که از تن خودش می گذرد به سادگی نیز از جان وتن اطرافیانش خواهد گذشت واطرافیانش حتی حق اعتراض نیز نخواهند داشت.تاریخ،یعنی ابراهیم.اسماعیل ها در تاریخ جایی ندارند غیر تن سپردن به تقدیر.کسی که از اطرافیان خود بگذرد به راحتی از سر مخالف عقیده اش نخواهد گذشت واین است رمز استمرار دیکتاتوری...

باقی بقایتان تا زمانی که زنده اید.

نویسنده : اسکلت : ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

خرگوش ها در بزرگراه

آدم هایی هستند که می میرند
آدم هایی هم هستند که می میرند
آن ها که می میرند،از آن هایی که می میرند می ترسند
آن هایی که می میرند،
گاهی نگاه شان به عکس آن ها که مرده است می افتد
عکس ها اما نمی میرند
آن ها فقط خوب آتش می گیرند،
یا آتش می زنند برتن مردگانی که به آن ها خیره شده اند
عکس ها می ترسند عکس ها می ترسانند
ترس ها عکس می شوند ترس ها می میرانند
در ترس،آدم هایی هستند که می میرند
از ترس،آدم هایی هستند که می میرند
با ترس،آدم هایی هستند که هرروز می میرند
با ترس،آدم هایی هستند که روز بعد زنده می شوند تا بترسند تا بمیرند

من اما می ترسم که از دیدن عکسی بترسم و...بمیرم

نویسنده : اسکلت : ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم